شعرهای حسین جنتی - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 21:48
حسین جنتی :چتر ها در شرشر دلگیر باران می رود بالا فکر من آرام از طول خیابان می رود بالا من تماشا می کنم غمگین و با حسرت خیابان را یک نفر در جان من مست و غزل خوان می رود بالاگشته ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست ارتفاع دردها از پیچ شمیران می رود بالا خواجه در رویای خود از پای بست خانه می گوی...
شعر سلسله ها / محمد علی رستمی - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 21:48
دل سلسله زلف ترا نیک پسندیدآشوب مکن دست مزن سلسله ها را گفتی غزلی به من یا دلکش و دیدمازشش جهت این هلهله ها غلغله ها راتاشعر دلت ساخته گردد چو یکی فرشباید که گره می زده ای حوصله ها راتو درد سرودی و دلم شعر لقب دادبی درد چه فهمد دگر این مرحله ها راپرزخم ترینم تو بدان لطف سرایشبهبود نما اندکی از آبله ...
غاده السمان شاعر عرب - تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 18:38
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺁﻣﺪﯼﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﺪﺍﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭ، ﻣﺪﺍﺩ ﺳﯿﺎﻩﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻭﯼ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﻡ ﺧﻂ ﺑﮑﺸﻢﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ﻧﯿﻔﺘﻢﯾﮏ ﺿﺮﺑﺪﺭ ﻫﻢ ﺭﻭﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺱ ﻫﻢ ﻧﯿﻔﺘﻢ !ﯾﮏ ﻣﺪﺍﺩ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺑﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﻮ ﻟﺐ ﻫﺎﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺧﯿﺸﺎﻥ،ﺳﯿﺎﻫﻢ ﮐﻨﺪ !ﯾﮏ ﺑﯿﻠﭽﻪ، ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻏﺮﺍﯾﺰ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺭﺍﺍﺯ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﻡﺷﺨﻢ ﺑﺰﻧﻢ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ...ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ...
غاده السمان / شعر عاشقانه - تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 18:38
عشق اسلحهای است در دستان کسانی که دوستشان داریم به آنها قدرت میدهد که زخمیمان کنند و تنهایمان بگذارند. غاده السمان
شعرهای حسین جنتی - تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 18:38
حسین جنتی :چتر ها در شرشر دلگیر باران می رود بالا فکر من آرام از طول خیابان می رود بالا من تماشا می کنم غمگین و با حسرت خیابان را یک نفر در جان من مست و غزل خوان می رود بالاگشته ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست ارتفاع دردها از پیچ شمیران می رود بالا خواجه در رویای خود از پای بست خانه می گوی...
ز عشق روی تو در سر خمارها دارم - تاریخ: 1398/3/13 ساعت: 11:24
بیا که با سر زلف تو کارها دارمز عشق روی تو در سر خمارها دارم بیا که چون تو بیایی به وقت دیدن توز دیدگان قدمت را نثارها دارم بیا که بیرخ گلرنگ و زلف گل بویتشکسته در دل و در دیده خارها دارم بیا که در پ
شعری طنز از شاعری ناشناس - تاریخ: 1398/3/13 ساعت: 11:24
کرده ام از دستِ ایـن فرهنگ، هنگ!گشته از عشقت دلِ دلتنگ، تنگ بعدِ «شیرین» شد تب «فرهاد»، حاد(این خبر را مرکز امداد، داد !) گفـت در پیشت شبی کفاش فاش:هست گویا معبر خشخاش، خاش! با عبورت میu200f شود جالیز، لی
شعر طنز "بیزیم اوغلان" اثر حسین کریمی مراغه ای - تاریخ: 1398/3/13 ساعت: 11:24
شاعر بزرگ همروزگار ما، استاد میرزا حسین کریمی مراغه ای در کنار مرثیه های پرشوری که در مصائب اهل بیت علیهم السلام سروده است ،بی هیچ شبهه ای از بزرگ ترین طنزآوران روزگار ما نیز محسوب می شود..اشعار طنزآم
ایرج جنتی عطایی : گلچین شعرهای جنتی عطایی - تاریخ: 1398/3/13 ساعت: 11:24
ایرج جنتی عطایی :تو اگر میداستیکه چه زخمی داردکه چه دردی داردخنجر از دست عزیزان خوردناز من خسته نمی پرسیدیآه ای مرد چرا تنهائی ايرج جنتی عطائی شب آشیان شبزدهچکاوک شکسته پررسیده ام به ناکجامرا به خانه
گلچین شعرهای شمس لنگرودی - تاریخ: 1398/3/13 ساعت: 11:24
هوای قریه بارانی استکسی از دور می آیدکسی از منظر گلبوته های نور می آیدصدایش بوی جنگل های باران خورده راداردووقتی گیسوانش رارها در باد می سازددل من سخت می گیرددلم ازغصه می میرد. هوای قریه بارانی ستجمیل
محمد علی رستمی (وصال) / جنگ قدرت تا به کی - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
در سرای زندگانی جنگ قدرت - تا به کی این همه تعجیل کردن بهر ذلت تا به کی با محبت دشمنی نابود و خنثی می شود زندگانی بهر صلح است جنگ و نفرت تا به کی ما که از اول همه اولاد آدم بوده ایم بعد با شمشیر و ت
اشعار اقبال لاهوری - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
عقل تو حاصل حیات ، عشق تو سر کائنات پیکر خاک خوش بیا ، این سوی عالم جهات زهره و ماه و مشتری از تو رقیب یکدگر از پی یک نگاه تو کشمکش تجلیات در ره دوست جلوه هاست تازه بتازه نوبنو صاحب شو
اشعار غلامرضا طریقی - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
گرچــــه هنگام سفــر جاده ها جانکاه اند روی نقشه ، همه ی فاصله ها کوتاه اند ! فاصله بین من و شهر شما یک وجب است نقشه ها وقتی از این فاصله ها می کاهند من که از خود خبرم نیست چه قیدی دارم ؟ جمله های خبـ
کار با مردم گیتی همه یک روی کنیم - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
خیز تا رختاز این کوی به یک سوی کنیم - کار با مردم - گیتی - همه یک روی کنیم - دین یکی قبله یکی راه یکی شاه یکی استتا بکی روی از این سوی بدان سوی کنیم بیش از این بهرۂ ما نیست ز انصاف قضاگر همه قسم جهانرا بترازوی
ای مرا کرده مشوّش زلفت - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
ای مرا کرده - مشوّش - زلفت - وی ز گل ساخته مفرش زلفت - تا که در خسته دل ما پیوستنیست خالی ز کشاکش زلفت شد ز بیماری چشمت آگاههست از آن روی بر آتش زلفت روز خوش را دل من شب خوش کردتا که او راست شب خوش زلفت نور خو
بیژن ترقی / شعر طنز قبر مجانی گرفتم - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
ای طبیب از درد بگذر / راه درمانی گرفتم - قبر مجانی - گرفتم - از رییس شهرداری / عهد و پیمانی گرفتم قبر مجانی - گرفتم بر هنرمندان مگو هرگز ندارند اعتنایی دیدی آخر اندر این دوران چه عنوانی گرفتم قبر مجانی گرفتم
محسن شیخی : شاعر تو را دید و غم خود باز یادش رفت - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
محسن - شیخی - شاعر - تو را دید و غم خود باز یادش - رفت شعر کبوتر با کبوتر باز .... یادش - رفت پرواز گیسوی رهایت را کبوتر دید شرمنده شد از کار خود ، پرواز یادش رفتچشمان تو مانند دریایی جدا از هم موسی تو را وقتی
محمد علی بهمنی : وقتی کــه چشم حادثه بیدار می شود - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
محمد - علی بهمنی - : وقتی - کــه چشم حادثه - بیدار - می شودهفت آسمان به دوش تو آوار می شودخواب زنانه ای است به تعبیر گل مکوشگـل در زمین تشنــه ی ما خار می شودبرخیز تا به چشم ببینی که چه دردناکآیینه پیش روی تـــ
پانته آ صفایی / نپرس حال مرا بی تو حال حال بدی است - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
نپرس - حال مرا بی تو حال حال بدی است هزار وسیصد و هشتاد و هشت سال بدی استنپرس - هیچ نپرس از دلم ، همین "چه خبر"همین "چه می کنی این روزها.."سوال بدی است
""هیچاهیچ""حسن_حبیبیان - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 11:51
""هیچاهیچ""از درم درتر درآ سرتر درآ ،چاچی کمانمن که مُردم می زنی این بار را باچی کمان؟ عادتم بود از همان اول ببازم خویش راآمدی برگیر تیر زَهره را لاچی کمانیک گلستان خنده ی وحشی به دستت ناگهاناز درآ ،ص