در کنج دلت "پریناز ارشد" - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 1:16
  دلم اسارتی میخواهد در چنگال های تو زمانش مهم نیست از جنس آغوشت باشد کافی ست آن هم با عطر تن تب دار تو حتی در کنج دلت "پریناز ارشد"
حسین کریمی مراغه ای / شاعری ایله میک زنده بگور! - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:13
ساغلیقیمدا منی یاد ائت اخوی!من اولندن سورا جیرما یخوی !ساغلیقیمدا من دیندیر دیلیننگلمه ترحیمیمه تاجو گولینن!ساغلیقیمدا الیوی چک باشیمایاخما بورنون زیلغین باش داشیما!تا وارام اوزمه الیمدن الیوینه قارا گی؛ نه اوزاد سققلیوی!قوی یانیم من سنه؛ سنده منه یانسن منه جان دئه؛ دییم من سنه جان!ساللاما قبریمه شا...
بررسی آثار معجز شبستری / گزيده xadای از آثار طنزی ترکی به روايت دستنويسxadهای کهن 2 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:13
43) مضاحكه (ترکي ازبکی) از: ناشناخته مجموعه�ای از حکايات و نقل قول�های طنزآميز و خنده آور است که ضمن جُنگی به شماره�ی در دانشگاه دولتی مطالعات آسيای ميانه در تاشکند ـ ازبکستان نگهداری می�گردد[72]. آغاز: . 44) مطايبه
دیوان معجز شبستری، جلد اول - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:13
دیوان معجز شبستری، جلد اول، صفحۀ 123 هر ایشده بیر امیدیله انسان یاشار گئده ر نیک و بده باخیلماسا هر ایش آشار گئده ر وار اختلاف طبعده، اخلاق بیر دگل هر کس بیر ئوزگه ایش دالیسینجا قوشار گئده ر آسان دگیل، اینانمیین عالمده بو سوزه عورتله ار گئچینمه سه آسان، بوشار گئدره ر مجروح سورما آچوب اشعار روزنه آری...
در کنج دلت "پریناز ارشد" - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 21:59
دلم اسارتی میخواهد در چنگال های تو زمانش مهم نیست از جنس آغوشت باشد کافی ست آن هم با عطر تن تب دار تو حتی در کنج دلت "پریناز ارشد"
محمد علی رستمی / رفتنت را اندکی باور کنم ... - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 21:59
من در آن صبح ، مانده بودم رفتنت را اندکی باور کنم تا که دیدم پای تو جا مانده است ! محمد علی رستمی
کریم فکور : چه شبی چه مهی چه هوایی - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
کریم فکور : چه شبی چه مهی چه هواییچه شبی چه مهی چه هواییچه هوای خوشی چه صفاییهمه جا ز طرب شده غوغاچه خوش آن که تو هم به درآییچه شکوهی چه غروریچه نشاطی ، چه نشاطی چه سروریتو بیا بنشین به سرایمکه نوای طرب بسرایمنخورم در این ، شب رویاییغم مهجوری ، غم تنهاییکه پر از می باشد جاممکه بود دنیا بر کاممدنیا ش
کریم فکور / گل مریم - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
کریم فکور / گل مریمگل مریم سر راه تو پرپرکردمندانستم قسمهای تو باور کردمبه یادم، به یادم آمد آن شب در سکوتِ صحراتو بودی و من و مهتاب و عطر گلهارهـــا بود ز غمها دل مــــارفتی و شد فنا، آن رؤیا در دلم شد بی تو، هنگامه برپادر انتظارت عمرم هدرشد نفرین بر این دنیاگل مریم سر راه تو پرپرکردمندانستم قسم
محمدعلی رستمی : برای گریه ی باران غمی بهانه کنیم - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
محمدعلی رستمی : برای گریه ی باران غمی بهانه کنیم درون قصه ی لیلا دلی نشانه کنیم سیاهی از شب و روزم رها نشد که نشد میان صبح و سیاهی زهی کمانه کنیم سکوت و حسرت و آهم مرا به درد آورد بیا که با تو شبی خلوت شبانه کنیم به بغض هم بنوازیم و در سکوت شبت تمام زلف کجت را دوباره شانه کنیم در امتداد نگا
از شعرهای معروف علیرضا آذر - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
من خرابم بنشین،زحمت آوار نکش نفست باز گرفت،این همه سیگار نکش آن به هر لحظه ی تب دار تو پیوند، منم آنقدر داغ به جانم ،که دماوند منم توله گرگی ،که در اندیشه ی شریانِ منی کاسه خونی،جگری سوخته مهمان منی چَشم بادام،دهان پسته،زبان شیر و شکر جام معجونِ مجسم شده این گرگ پدر
کوچه را یک قدم عقب برگرد... از : علیرضا آذر - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
"علیرضا آذر" ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﮒ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ عشق از آغاز ناتنی بوده است عهد از اول شکستنی بوده است مثلِ دانستن چرا مردن مثلِ از روی عمد سُر خوردن مثلِ یک کارِ بد که باید کرد کوچه را یک قدم عقب برگرد... از : علیرضا آذر
مشاعره شاعران کهن و معاصر در باره ترک شیرازی - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام حال و فردا را یکی بخشیده شهرش را یکی بخشیده دستش را یکی مالش یکی هم روح و جسمش را هر آنکس چیز بخشیده یقین از خویش بخشیده نه حافظ کمتر از صائب نه صائب بیش بخشیده سمرقند و بخارا کو ؟ و یا خالی ز شیرازی سخن ها مانده اند اما برای نکته پردازی مح...
راز و نیاز عاشقانه - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
به خدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ... ".خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ... "
فاضل نظری / گریه های امپراتور - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
گریه های امپراتور برای چهل و پنجمین بار منتشر شد // با هم غزلی از این کتاب را می خوانیم:از باغ مي برند چراغاني ات کنند تا کاج جشن هاي زمستاني ات کنند پوشانده اند صبح تو را ” ابرهاي تار“ تنها به اين بهانه که باراني ات کنند يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند اين بار مي برند که زنداني ات کنند
معجز شبستری / شعر معروف ننه جان - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
ننه جان باهار گونلري روشندي گوندن، آي ننه جان، محالدير چيخا بولبول چمندن، آي ننه جان. گلنميره م يانيوا عذرومو قبول ائيله، کئفين خبر آليرام هر گلنده، آي ننه جان. ،باشيمداشال مادام ، گردنيمده طوق طلا اوزوك قيزيل، قاشي در عدندن ، آي ننه جان. گئجه گوندوز يئديگيم گزدي ، راحت الحلقوم تشكر ائيلير
ایرج جنتی عطایی / شعر من از عذاب تو گزند تازيانه شد - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 18:09
ایرج جنتی عطایی : شعر من از عذاب تو گزند تازيانه شدضجه مغرور تنم ترنم ترانه شد حماسه زوال من در شب تلخ گم شدنضيافت خواب تو را قصه عاشقانه شد برای رند در به در اين من عاشق سفروای كه بی كرانه حصار تو كرانه شد وای كه در عزای عشق کشته شد آشنای عشقوای كه نعره های عشق زمزمه شبانه شد ای تكيه گاه تو تنم سنگ